ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
90
مازندران و استرآباد ( فارسى )
رستم بعد از نبرد شومى كه با پسر خود سهراب كرد ، ابتدا ميخواست نعش فرزند را به زابلستان بفرستد ، ولى بواسطهء گرمى هوا او را در همان سارى در محلى موسوم به قصر تور امانت گذاشت كه گويا بعدها در همانجا مدفون شد . فرخان بزرگ بيكى از بزرگان دربارى خود بنام به او فرمان داده بود كه شهر سارى را در محل ده اوهر ( كه بعد به نارنجه كوتى معروف شد ) بنا كند . اين مكان را بواسطهء موقعيت ممتاز و نهرهاى فراوان و محلات باصفاى اطرافش انتخاب كرده بودند . ولى سكنهء آنجا با دادن رشوه به او را فريفته وادارش كردند ، كه از آن كار منصرف شود و محل ديگرى را انتخاب كند . وقتى كه پادشاه از خيانت به او آگاه شد او را بزندان انداخت و در دهكدهء آويجان ( يا به او آويجان ) ويرا بدار زد و با پولى كه به او از راه رشوه جمع كرده بود دهى ساخت موسوم به دينار كفشين . « 1 » يزيد بن مهلب كه در زمان خليفه سليمان بن عبد الملك ( 96 - 99 هجرى ) براى تسخير طبرستان اعزام شده بود سارى را اشغال و در قصر اسپهبد منزل كرد . ولى به زودى در اثر تهديد اسپهبد خان فرخان بزرگ ناگزير شد مازندران را ترك گويد . نام سارى از سارويه فرزند فرخان كه در موقع كودكى برادرزادهء خود اسپهبد خورشيد نايب السلطنه بوده گرفته شده است . قصر اسپهبد كه اسپهبدان هم ناميده ميشده بوسيلهء راز مهر و سارويه و خورشيد مرمت شد . خورشيد چهار صد جريب ( گرى ) زمين ( كه در عهد ابن اسفنديار كيسه خوانده ميشد ) به آن ضميمه كرد . اردشير آنجا را محل تربيت اسبهاى عربى نمود و قلعهء محكمى در آنجا ساخت موسوم به سه دله يا شه دله و همچنين بازارى بنا كرد و صنعتگران را از نقاط ديگر طبرستان برگزيده در آنجا مسكن داد و پنج دروازه براى شهر ساخت بنام دروازه كوهستان ، دروازه دريا ، دروازه گيلان ، دروازه گرگان و دروازه صيد
--> ( 1 ) - كتاب ابن اسفنديار صفحهء 17 .